سردابه 1

 

 

قشنگ ترین قسمت سفر ما سردابه بود. نه اون قسمتش که به امید آبگرمش که می

 گن برای هزار جور  درد خوبه رفتیم و یه وجب جا برای تکون خوردن نبود و چسبیدیم به

دیواره های استخرو اعتماد به نفس اونایی که تو همون یه وجب جا، شلپ شلپ پا می

 زدن و شنای کرال می رفتن و آبو به چشم و چار مردم می پاشیدن، تحسین کردیم. نه

 اون قسمتش که 40 دقیقه از یک ساعت و نیمش رو تو آب بودیم و با خودمون فکر می

کردیم تا الان چند میلیون تا میکروب و ویروس با سلولهای بدنمون آشنا شدن، و بقیه

ش رو تو صف های مختلف کمد و کفش و لباس و غیره ایستادیم. نه اون قسمتش که

بیرون که اومدیم دیدیم حتی اینجا تو دل سردابه هم هستن آقایون نگرانی که تاب

دوری از خانواده شون رو ندارن و چسبیده به در استخر خانمها منتظر زن و بچه شون

هستن.... از سردابه، کوه سرسبزش برامون دوست داشتنی بود و هوای خنکش.

 

تا نزدیکی های قله ش هم رفتیم. اول من و امیر راه افتادیم و بعد دیدیم جماعتی

دنبالمون راه افتادن.

 

 

 

  بعد اون اتفاق افتاد.....

 

/ 10 نظر / 27 بازدید
سوفي

واي چه اتفاقي؟؟؟

سوفي

هميشه به سفر انشأ لله و با سلامتي!

سپیده عمه آریانا

خوشحالم که سفر خاطره انگیزی بوده براتون و حسابی تو دل طبیعت حال و هوایی عوض کردید [قلب][بغل][گل]

مامان علیرضا و حسین

خانومی دیگه خیلی رفتی تو حس شهرزادی ها! حالا دیگه تو خاطرات حسین هم تعلیق ایجاد می کنی؟[نیشخند] حالا دیگه باید زود بیایی بگی چه اتفاقی!

همیشه آخرش جون به لبم میکنی.کدوم اتفاق؟ خیلی بدی[گریه]

محبوبه مامان الینا

به به قله پیمایی [قلب] اتفاق؟![سوال]

روشن

سلام شهرزاد جانم.خوبین؟ عزیزم...چه عکسایی گرفتین؟ ممنون عزیزم تو لطف داری...منم هوایی مشهد شدم.ایشالا خیلی زود قسمتمون بشه...هرکی زودتر رفت برا اونیکی هم بخواد[لبخند]

زهرا

منظرتممممممممممممم[گل][لبخند]